لیدا هادی، سردبیر فرابیمه/ رسیدن سهم اقتصاد دیجیتال در ایران به ۷.۱۴ درصد از تولید ناخالص داخلی، تیتر جذابی است که معاون وزیر ارتباطات بهتازگی مطرح کرده است. عددی که در نگاه اول، پیشرفت را فریاد میزند؛ اما اگر با ذرهبینِ تحلیلی به اکوسیستم استارتاپی، وضعیت سرمایهگذاری و زیرساختهای واقعی نگاه کنیم، این «۷.۱۴ درصد» بیشتر شبیه به یک «سقف شیشهای» است تا یک سکوی پرتاب. پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود این آمار، صدای نارضایتی از فعالان این حوزه بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود؟
پارادوکس رشد پلتفرمی در غیاب سرمایه
وزارت ارتباطات، موتور رشد سالهای اخیر را «اقتصاد پلتفرمی» میداند. واقعیت این است که پلتفرمهای ایرانی در سالهای گذشته با تکیه بر نبوغ تیمهای داخلی و بدون سرمایهگذاریهای کلان خارجی (به دلیل تحریمها) و با حمایتِ حداقلیِ بخش دولتی، خودشان، خودشان را رشد دادند.
اینکه سهم اقتصاد دیجیتال رشد کرده، نه لزوماً به خاطر حمایتهای دولتی، بلکه به دلیل «تابآوری» بخش خصوصی بوده است. دولت اکنون در حال «مصادره به مطلوب» کردنِ نتیجهی تلاش استارتاپهایی است که در سختترین شرایط اقتصادی و در حالی که با «رگولاتوری مداخلهگر» و «محدودیتهای اینترنت» دستوپنج نرم میکردند، به حیات خود ادامه دادهاند.
فیبرنوری؛ وعدهای در میانه فیلترینگ
توسعه فیبرنوری (FTTH) بهوضوح یک نیاز حیاتی است. اما تناقض اینجاست: سیاستگذار از یکسو به دنبال پوشش ۲۰ میلیون خانوار با فیبرنوری است و از سوی دیگر، سیاستهای محدودکننده اینترنت و فیلترینگ گسترده، عملاً محتوا و خدمات مبتنی بر این زیرساخت را فلج کرده است.
ساختن اتوبانی فوقسریع (فیبرنوری) برای خودروهایی که اجازه ورود به جادههای بینالمللی را ندارند (محدودیتهای دسترسی)، چه خروجی اقتصادی پایداری خواهد داشت؟ سرمایهگذاری بدون «آزادی جریان داده»، هدر دادن بودجهای است که میتوانست صرفِ بهرهوری زیرساختهای موجود شود.
تربیت ۵۰۰ هزار نیرو؛ آموزش یا «عددسازی»؟
قانون برنامه هفتم از تربیت ۵۰۰ هزار نیروی متخصص میگوید. این عدد در روی کاغذ بسیار بزرگ و امیدوارکننده است؛ اما در دنیای واقعی، ما با یک فرار مغزهای بیسابقه در حوزه فنی و هوش مصنوعی روبهرو هستیم.
وقتی فضای کسبوکارهای دیجیتال به دلیل ناامیدی از رشد، کاهش سرمایهگذاری خطرپذیر (VC) و مهاجرت نخبگان با «خلاء تقاضا» روبهروست، تربیت نیروی متخصص دقیقاً برای کدام بازار کار است؟ تولید انبوه سرمایه انسانی بدون امنیت شغلی و ثبات اقتصادی، تنها به افزایش نرخ مهاجرت فارغالتحصیلان کمک خواهد کرد.
تمرکزگرایی و اقتصاد گلخانهای
اینکه ۵۹ درصد اقتصاد دیجیتال در تهران متمرکز است، نه فقط یک آمار، بلکه نشانه «اقتصاد گلخانهای» است. حمایتهای دولت معمولاً به چند بازیگر بزرگ در تهران محدود میشود و اکوسیستمهای استانی به دلیل نبود زیرساخت لجستیکی و سرمایهگذاریهای خرد، نادیده گرفته شدهاند.
اقتصاد دیجیتال برای واقعی شدن، نیاز به «تسهیلگری» دارد، نه «تصدیگری». حمایت باید در قالب کاهش مالیاتهای غیرمنطقی، اصلاح قوانین بیمهای برای استارتاپها، و ثبات در قوانین رگولاتوری باشد؛ نه در وعدههایی که در برنامههای ۵ ساله گم میشوند.
شکاف بین آمار و عمل
اقتصاد دیجیتال ایران به ۷.۱۴ درصد رسیده است؛ نه به لطفِ حمایتها، بلکه با وجودِ موانع. این آمار اگرچه نشاندهندهی ظرفیت بالای ایران است، اما در عین حال یک «هشدار» است: اگر دولت به جای «شعار»، به «تسهیل فضای کسبوکار» روی نیاورد، این ۷.۱۴ درصد به جای اینکه به سمت ۱۰ یا ۱۵ درصد حرکت کند، ممکن است با فرسایش زیرساختی و مهاجرت سرمایههای انسانی، به سرعت معکوس بیفتد.
برای رسیدن به رشد واقعی، اولویتبندی باید تغییر کند: از «سرمایهگذاری روی سختافزار» به «تضمینِ سلامت فضای کسبوکار».
