برکناری مدیرعامل فنحاب

ناگفته‌های یک برکناری؛ فنحاب، فرامرزی و آزمون ناموفق حکمرانی تحول دیجیتال در بیمه

https://faraabime.com/?p=4380

ماجرای برکناری صادق فرامرزی از مدیرعاملی هلدینگ فناوری اطلاعات بیمه مرکزی (فنحاب یا نوآر) از همان ابتدا با ابهام و روایت‌های متناقض همراه بود. در ظاهر، انتشار چند فیش حقوقی و حساسیت عمومی نسبت به ارقام مطرح‌شده، عامل اصلی این تغییر مدیریتی معرفی شد. اما با گذشت بیش از یک سال و انتشار روایت رئیس‌کل پیشین بیمه مرکزی از یک سو و توضیحات و ناگفته‌های فرامرزی از سوی دیگر، اکنون تصویر پیچیده‌تری از آنچه در فنحاب گذشت آشکار شده است؛ تصویری که بیش از آنکه درباره یک فیش حقوقی باشد، درباره نحوه مواجهه نهادهای رگولاتوری با پروژه‌های تحول و مدیرانی است که قرار است چنین تحولاتی را پیش ببرند.

فیش حقوقی؛ جرقه یک تصمیم یا بهانه‌ای برای اجرای آن؟

در روایت رسمی ارائه‌شده از سوی رئیس‌کل پیشین بیمه مرکزی، گفته می‌شود تصمیم به تغییر مدیرعامل فنحاب پیش از انتشار فیش‌های حقوقی گرفته شده بود و انتشار آنها صرفاً روند این تصمیم را تسریع کرد. استدلال اصلی نیز «عدم حرکت در مسیر توافق‌شده» و «برخی بی‌انضباطی‌های مالی» عنوان شده است.

اما روایت صادق فرامرزی تصویر کاملاً متفاوتی ارائه می‌دهد. او می‌گوید نه‌تنها هیچ مصداقی از بی‌انضباطی مالی به او اعلام نشده، بلکه حتی فرصت کوتاهی برای شنیدن ایرادات نیز در اختیارش قرار نگرفته است. به گفته او، «از آن تاریخ بارها ده دقیقه وقت خواستم که حداقل خودم بشنوم چه اشکالی وجود داشته و چه بی‌نظمی مالی اتفاق افتاده، اما هیچ‌وقت این وقت داده نشد.»

اگر این ادعا درست باشد، مسئله دیگر صرفاً اختلاف مدیریتی نیست. در چنین حالتی، پرسش اصلی این است که چگونه ممکن است مدیری منصوب همان مجموعه، بدون بیان رسمی ایرادات و بدون فرآیند روشن ارزیابی عملکرد کنار گذاشته شود؟

فنحابی که تحویل داده شد

یکی از مهم‌ترین بخش‌های دفاعیات فرامرزی به وضعیت واقعی فنحاب در زمان تحویل گرفتن آن مربوط می‌شود. او می‌گوید شرکتی را تحویل گرفته که با سرمایه‌ای حدود صد و چند میلیارد تومان، نزدیک به ۴۸۰ میلیارد تومان افزایش سرمایه علی‌الحساب گرفته و حدود ۲۵۰ میلیارد تومان زیان انباشته داشته است؛ شرکتی که به گفته او «دارایی مؤثری هم نداشت».

فرامرزی با صراحت می‌گوید اگر قرار است از «پول‌پاشی» صحبت شود، ابتدا باید به همین وضعیت نگاه کرد. به تعبیر او، «عزیزان مفهوم سرمایه‌گذاری را با پول‌پاشی اشتباه می‌گیرند.» او مدعی است در همان ماه‌های نخست توانسته تنها قرارداد مؤثر شرکت را از حدود ۱۴ میلیارد تومان به نزدیک صد میلیارد تومان برساند و برنامه‌ای برای جبران زیان سنواتی طی یک تا دو سال طراحی کرده بود.

با این حال، عمر مدیریت او در فنحاب به چهار ماه هم نرسید؛ چهار ماهی که به گفته خودش بخش قابل توجهی از آن صرف حل مسائل به‌جامانده از گذشته شد و حتی بخشی از همان مدت نیز به دلیل تعطیلی‌های ناشی از کمبود انرژی از دست رفت. او با لحنی طعنه‌آمیز می‌گوید: «دقت کنید بیل گیتس هم نمی‌تواند در چهار ماه معجزه کند.»

ابهام در مرز اختیار و مداخله

یکی از جدی‌ترین نکات در پاسخ‌های فرامرزی، به موضوع حقوق و نحوه تعیین آن بازمی‌گردد. در فضای عمومی، ماجرای فنحاب با عنوان «فیش‌های حقوقی» شناخته شد، اما فرامرزی می‌گوید اساساً محدودیت مشخصی از سوی رگولاتور درباره سقف حقوق ابلاغ نشده بود.

او می‌گوید سه بار به طور مشخص درباره وجود چنین محدودیتی پرس‌وجو کرده اما پاسخ شنیده که ابلاغیه‌ای وجود ندارد و حتی گفته شده رئیس کل وقت بیمه مرکزی مخالف چنین ابلاغی است و می‌خواهد دست هیأت‌مدیره باز باشد. از منظر او، اگر تصمیمی برخلاف سلیقه مدیران بالادستی گرفته شده بود، باید به صورت رسمی یا حتی شفاهی به نماینده بیمه مرکزی در هیأت‌مدیره تذکر داده می‌شد؛ اتفاقی که به گفته او هرگز رخ نداد.

فرامرزی حتی پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید دستور عزل از نظر حقوقی نیز محل ایراد بوده است و برخی دوستان در دولت از او خواسته‌اند موضوع را پیگیری کند، اما او «به خاطر نان و نمکی که خورده» چنین کاری نکرده است.

تحول دیجیتال؛ شعار محبوب، پروژه پرهزینه

در میان این روایت‌ها، یک نکته کلیدی کمتر دیده شد: فنحاب قرار بود بازوی تحول دیجیتال صنعت بیمه باشد. اما تحول دیجیتال پروژه‌ای نیست که در فضای محافظه‌کارانه و با حداقل ریسک پیش برود. این پروژه‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری، تحمل خطا و مهم‌تر از همه حمایت سازمانی هستند.

فرامرزی در یکی از جملات خود به همین نکته اشاره می‌کند: «تحول دیجیتال همراه با شفافیت است و شفافیت یعنی گاهی انگشت در لانه زنبور کردن.» او می‌گوید حتی فرصت چنین کاری را هم پیدا نکرده است.

این جمله شاید خلاصه‌ای از تضاد اصلی در ماجرای فنحاب باشد؛ از یک سو همه از تحول دیجیتال سخن می‌گویند، اما از سوی دیگر ساختارهای اداری و رگولاتوری هنوز با پیامدهای واقعی چنین تحولی کنار نیامده‌اند.

پرونده‌ای که هنوز بسته نشده است

ماجرای فنحاب در نهایت به یک برکناری ختم شد، اما پرسش‌های اصلی همچنان باقی است. آیا اختلاف صرفاً بر سر یک فیش حقوقی بود یا نشانه‌ای از شکاف عمیق‌تر میان نگاه‌های مدیریتی؟ آیا فنحاب واقعاً در مسیر نادرستی حرکت می‌کرد یا پروژه‌ای بود که هنوز فرصت شکل‌گیری پیدا نکرده بود؟ و مهم‌تر از همه، آیا ساختارهای موجود واقعاً آماده پذیرش مدیرانی هستند که قرار است فرآیندهای قدیمی را تغییر دهند؟

فرامرزی می‌گوید همچنان از این ماجرا فاصله گرفته و سکوت را انتخاب کرده است، هرچند از شنیدن برخی روایت‌ها «بیشتر متعجب است تا متأسف». او در پایان تنها یک آرزو مطرح می‌کند: موفقیت حوزه فناوری در صنعت بیمه.

اما تجربه فنحاب یک پیام روشن برای اکوسیستم فناوری دارد. تحول دیجیتال در صنایع سنتی تنها به فناوری نیاز ندارد؛ به ساختارهایی نیاز دارد که بتوانند فشارهای آن را تحمل کنند. بدون چنین ظرفیتی، هر پروژه تحول ممکن است خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شود به حاشیه رانده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *