شرکت‌های بیمه استانی

شرکت‌های بیمه استانی؛ گامی به جلو یا تکرار ناکارآمدی در صنعت بیمه؟

https://faraabime.com/?p=4540

لیدا هادی، سردبیر فرابیمه / در حالی‌که موسی رضایی، رئیس کل بیمه مرکزی در آیین معارفه خود از برنامه تشکیل شرکت‌های بیمه استانی سخن گفته بود، خبر غیررسمی تاسیس «بیمه اکباتان» در همدان نیز در روزهای پرهیاهوی پیش از مراسم تشییع رهبر شهید منتشر شد؛ خبری که به‌دلیل هم‌زمانی با فضای سنگین رسانه‌ای آن روزها، چندان دیده نشد، اما حالا دوباره این پرسش را پیش می‌کشد که آیا صنعت بیمه با کارنامه فعلی خود، ظرفیت ایجاد ساختارهای استانی تازه را دارد یا این تصمیم تنها لایه‌ای دیگر بر انبوه ناکارآمدی‌های موجود اضافه می‌کند.

نقد تحلیلی بر این استراتژی، نیازمند عبور از هیاهوی رسانه‌ای و نگاه به کارنامه عملکردی صنعت بیمه در ایران است. زمانی که در روزهای تلخ و غبارآلود کشور، خبر تأسیس «بیمه اکباتان» به عنوان اولین بیمه استانی منتشر شد، بسیاری از کارشناسان این پرسش را مطرح کردند که آیا این، یک«راهکار توسعه‌بخش» است یا یک «بازی سیاسی-اداری» برای تقسیم قدرت در جغرافیایی محدود؟

توهم تمرکززدایی؛ تکرار ناکارآمدی در ابعاد کوچک‌تر

حقیقت این است که صنعت بیمه ایران با بحران «ناکارآمدیِ ساختاری» مواجه است، نه «کمبود تعداد شرکت‌ها». ما در حال حاضر با تورم شرکت‌های بیمه روبرو هستیم که بسیاری از آن‌ها درگیر روزمرگی، دیوان‌سالاری شدید و مدل‌های کسب‌وکار منسوخ هستند.

ایجاد بیمه‌های استانی به جای حل مشکل که همانا کندی در پرداخت خسارت، ضعف در ارزیابی ریسک و عدم خلاقیت در محصولات است، می‌تواند به «جزیره‌ای کردن ناکارآمدی» منجر شود. وقتی یک ساختار اداری فربه در مرکز (تهران) نتوانسته است فرآیندهای پرداخت خسارت را هوشمند و سریع کند، آیا یک شرکت بیمه استانی با منابع مالی و انسانی محدودتر، می‌تواند معجزه کند؟ یا صرفاً هزینه‌های سربار را افزایش خواهد داد؟

چالش تقسیم بازار و رانت‌های محلی

بیمه‌های استانی عملاً می‌توانند به بستری برای نفوذ جریانات قدرت در استان‌ها تبدیل شوند. ریسک بزرگ این طرح، سیاسی شدن انتصابات در این شرکت‌هاست. شرکت‌های بیمه برای موفقیت نیاز به تخصص اکچوئری، تحلیل داده و مدیریت ریسک دارند، نه فشارهای محلی برای تأمین مالی یا اشتغال‌زایی سیاسی. بیمه‌گری یک فعالیت تخصصی و ملی است؛ تکه‌تکه کردن آن به شرکت‌های استانی، مدیریت ریسک را (که ذاتاً باید توزیع‌شده باشد) به شدت آسیب‌پذیر می‌کند.

آمارها چه می‌گویند؟

صنعت بیمه ایران با «ضریب نفوذ پایین» و «شاخص نارضایتی بالای مشتریان» در هنگام دریافت خسارت دست‌وپنجه نرم می‌کند. آمارهای سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش بزرگی از توان مالی شرکت‌ها به جای سرمایه‌گذاری در فناوری و کاهش زمان پرداخت خسارت، صرف هزینه‌های شعب و پرسنل می‌شود.

حالا اضافه کردن چندین شرکت بیمه استانی، یعنی چندین مدیرعامل جدید، چندین هیئت‌مدیره جدید، چندین مرکز مالی جدید و چندین لایه اداری جدید. آیا این امر با شعارهای «چابک‌سازی» و «تحول دیجیتال» که در خبرهای دیگر دیده می‌شود، همخوانی دارد؟ به نظر می‌رسد این یک حرکت بازگشتی به عقب است؛ به جای دیجیتالی کردن فرآیندها، در حال فیزیکی و استانی کردنِ ساختارها هستیم.

تأسیس بیمه‌های استانی، اگر بدون تغییر در مدل کسب‌وکار باشد، صرفاً «بوروکراسی را بومی می‌کند». صنعت بیمه ایران تشنه‌ اصلاحات ساختاری، واقعی‌سازی نرخ‌های بیمه و استفاده از تکنولوژی برای تسهیل امور مشتریان است.

اگر صنعت بیمه ایران به عنوان شرکت مادر، توانایی ارزیابی دقیق ریسک و پرداخت سریع خسارت را در تمام کشور ندارد، راه حل آن «توزیعِ دیوان‌سالاری در استان‌ها» نیست؛ بلکه «هوشمندسازی خدمات در پایتخت» و دسترسی آنی مشتریان از دورترین نقاط کشور به خدمات باکیفیت مرکزی است.

به نظر می‌رسد این طرح بیش از آنکه بر مبنای مطالعات امکان‌سنجی اقتصادی باشد، یک پروژه‌ مدیریتی برای گسترش دامنه نفوذ ساختاری است که ممکن است در آینده، خود به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های هزینه‌بر برای بیمه مرکزی و صنعت بیمه تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *