انتصاب علی چهارلنگی به عنوان مدیرعامل هلدینگ فناوری اطلاعات بیمه مرکزی (فنحاب) را نباید تنها یک جابهجایی مدیریتی ساده دانست، بلکه این حرکت واکنشی هوشمندانه از سوی رئیس کل بیمه مرکزی به انسدادهای فناورانهای است که در سالهای اخیر گریبانگیر صنعت بیمه شده بود.
برای درک عمق این تحول، باید ابتدا میراث پرنوسان دوران گذشته را واکاوی کرد. صادق فرامرزی با سابقهای درخشان در صنعت پرداخت، با ایده تزریق روح نوآوری وارد این عرصه شد، اما پروژه «نوآر» که قرار بود ویترین تحول دیجیتال باشد، در عمل به پاشنه آشیل او تبدیل گشت. نقد اساسی بدنه صنعت به آن دوران، ایجاد یک ساختار جزیرهای و انحصارگرا بود که در آن فنحاب به جای ایفای نقش حاکمیتی و تسهیلگری، در قامت یک رقیب برای بخش خصوصی و اینشورتکها ظاهر شد. این شکاف عمیق میان مانورهای تبلیغاتی بر روی مفاهیم انتزاعی نوآوری و واقعیتِ تلخِ مشکلات زیرساختی در سامانه «سنهاب»، نوعی بدبینی و عدم همراهی استراتژیک را در لایههای تخصصی صنعت بیمه ایجاد کرده بود که خروجی آن چیزی جز پروژههای پرهزینه و کمبازده نبود.
علی چهارلنگی و انتقال دانش انباشته بانکداری به رگهای بیمه
ورود علی چهارلنگی به فنحاب، نشاندهنده پایان عصر آزمون و خطاهای پرهزینه و آغاز دوران تثبیت و توسعه ساختاریافته است. انتخاب او کاملاً آگاهانه و با هدف استانداردسازی انجام شده است، چرا که او از دنیای بانکداری دیجیتال میآید؛ فضایی که در آن تلورانس خطا نزدیک به صفر است و پایداری سیستم بر هر هیاهوی رسانهای مقدم است. چهارلنگی با تجربه هدایت معاونت فناوری اطلاعات در بانکهای بزرگی چون تجارت و سرمایه و مدیریت هلدینگهای بورسی نظیر «مفاخر»، به خوبی میداند که تحول دیجیتال تنها با اپلیکیشنها رخ نمیدهد، بلکه نیازمند اصلاح هسته مرکزی و یکپارچهسازی دادههای پراکنده است.
حضور او در رأس هیئتمدیره شرکتهایی همچون ایرانکیش، بیانگر این است که او زبان مشترک بیزنس و تکنولوژی را میفهمد و میتواند گرههای کور پرداخت خسارت آنلاین و کیف پولهای درونی صنعت را که سالها در حد طرح باقی مانده بودند، با استفاده از الگوهای موفق نظام بانکی باز کند.
جراحی در لایه سنهاب و بازتعریف نقش حاکمیتی فنحاب
مأموریت اصلی مدیریت جدید، شستن لکههای حاشیه از دامان فناوری اطلاعات بیمه مرکزی و بازسازی اعتماد تخریب شده در اکوسیستم است. فنحاب در دوران جدید باید ثابت کند که به دنبال حاکمیت داده است، نه تجارت داده. در این مسیر، جراحی سامانه سنهاب اولویت نخست محسوب میشود؛ این سامانه باید از یک دیتابیس نظارتیِ صرف و اغلب کُند، به یک پلتفرم هوشمند تبادل داده یا همان شاهراه ارتباطی میان فراجا، قوه قضائیه، وزارت بهداشت و شرکتهای بیمه تبدیل شود.
تلطیف فضای تعامل با استارتاپها و حذف نگاه رقبای دولتی، مأموریت دیگر چهارلنگی است تا فنحاب را دوباره به جایگاه اصلی خود یعنی تسهیلگر بازگرداند. او باید مرز میان نظارت حاکمیتی و کسبوکارهای خصوصی را که در دوران گذشته مخدوش شده بود، به دقت بازتعریف کند تا صنعت بیمه اطمینان حاصل کند که فنحاب بستری برای رشد همه بازیگران است، نه آزمایشگاهی برای پروژههای انحصاری.
مأموریت نهایی؛ تحقق بیمهگری باز در عصر عملگرایی
اگر دوران گذشته را دوران تلاش برای دیده شدن نوآوری بنامیم، دوران علی چهارلنگی باید دوران نامرئی شدن فناوری از طریق پایداری و کارآمدی باشد. صنعت بیمه امروز بیش از ایدههای استارتاپی گلخانهای، به پایداری عملیاتی و پیادهسازی مدلهای بیمهگری باز نیاز دارد تا شرکتها بتوانند در بستری امن، سرویسهای خود را به پلتفرمهای ملی عرضه کنند. چهارلنگی زمانی برای آزمون و خطا ندارد و تشنه بودن صنعت برای نتایج ملموس، او را ناچار به برداشتن گامهای بلند و سریع میکند.
او باید از نفوذ خود در شبکه بانکی برای ایجاد پلهای ارتباطی میان فینتک و اینشورتک استفاده کرده و مدلهای موفق نئوبانک را در قالب نئوبیمه بومیسازی کند. موفقیت او در گرو این است که بتواند نوآوری را نه به عنوان یک ویترین جداگانه، بلکه به عنوان جزئی لاینفک از زیرساختهای حیاتی صنعت تعریف کند. این جابهجایی استراتژیک، در صورت حمایت بدنه حاکمیتی، میتواند نقطه عطف دیجیتالی شدن واقعی صنعت بیمه و تبدیل فنحاب به یک هاب واقعی فناوری باشد که به جای تولید خبر، ارزش افزوده خلق میکند.
