وزارت اقتصاد و صنعت بیمه

حمایت در حرف، آشفتگی در عمل / روایت متناقض وزارت اقتصاد از صنعت بیمه

https://faraabime.com/?p=4156

لیدا هادی؛ سردبیر فرابیمه/ وزیر امور اقتصادی و دارایی در گفت‌وگو با شبکه خبر از عملکرد صنعت بیمه در «جنگ اخیر» تقدیر کرده و آن را عاملی برای ایجاد امنیت روانی و اقتصادی در جامعه دانسته است. او از نقش بیمه‌گران در جبران خسارات، تقویت بیمه‌های باربری، ارزیابی خسارت‌ها و حتی طراحی پوشش‌های مرتبط با شرایط جنگی سخن گفته و عملکرد این صنعت را «قابل قبول» توصیف کرده است.

با این حال، این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که رفتارهای اخیر وزارت اقتصاد در حوزه مدیریت صنعت بیمه، به‌ویژه در موضوع عزل و نصب رئیس کل بیمه مرکزی، پرسش‌هایی جدی درباره ثبات سیاست‌گذاری در این حوزه ایجاد کرده است. همین موضوع باعث شده بخشی از فعالان صنعت بیمه، میان ادبیات حمایتی وزیر و تصمیمات مدیریتی وزارتخانه نوعی دوگانگی ببینند.

وزیر اقتصاد از آمادگی صنعت بیمه، برنامه‌ریزی قبلی و توان پاسخگویی شرکت‌های بیمه سخن می‌گوید، اما افکار عمومی و فعالان صنعت هنوز توضیح شفافی درباره تغییرات و تصمیمات اخیر در مدیریت بیمه مرکزی دریافت نکرده‌اند. این دوگانگی، این تصور را ایجاد کرده که وزارت اقتصاد در سطح رسانه از صنعت بیمه تمجید می‌کند، اما در سطح سیاست‌گذاری، همان صنعت را با بی‌ثباتی و ابهام مواجه کرده است.

صنعت بیمه با بی‌ثباتی مدیریتی تقویت نمی‌شود

صنعت بیمه اساساً بر پایه اعتماد و پیش‌بینی‌پذیری بنا شده است. شرکت بیمه زمانی می‌تواند ریسک‌های بزرگ را پوشش دهد که خودش در محیطی باثبات فعالیت کند. وقتی نهاد ناظر صنعت، یعنی بیمه مرکزی، در معرض تغییرات ناگهانی و تصمیمات غیرشفاف قرار می‌گیرد، پیام مستقیمی به بازار مخابره می‌شود: سیاست‌گذاری در این حوزه هنوز از ثبات لازم برخوردار نیست.

این وضعیت فقط یک مسئله اداری یا مدیریتی نیست. نتیجه آن در رفتار کل بازار دیده می‌شود؛ از تضعیف سرمایه‌گذاری بلندمدت گرفته تا احتیاط بیش از حد شرکت‌ها در پذیرش ریسک‌های بزرگ. در چنین فضایی، سخن گفتن از «آمادگی کامل صنعت بیمه برای مدیریت بحران» بیشتر شبیه یک روایت تبلیغاتی است تا توصیف یک واقعیت فنی و اقتصادی.

فاصله معنادار میان ادعا و واقعیت

وزیر اقتصاد در حالی از آمادگی صنعت بیمه برای شرایط بحرانی سخن گفته که مشکلات ساختاری این صنعت سال‌هاست پابرجاست. بازار بیمه ایران همچنان با ضعف در پوشش ریسک‌های فاجعه‌آمیز، محدودیت در بیمه‌های اتکایی، رقابت ناسالم بر سر نرخ‌شکنی و ناترازی مالی برخی شرکت‌ها مواجه است.

واقعیت این است که بسیاری از شرکت‌های بیمه هنوز در پرداخت به‌موقع خسارت‌های عادی با چالش روبه‌رو هستند، چه برسد به بحران‌های گسترده و خسارت‌های سنگین. بنابراین وقتی از «آمادگی راهبردی» سخن گفته می‌شود، این پرسش به‌طور طبیعی مطرح می‌شود که این آمادگی دقیقاً بر چه زیرساختی استوار است؟

اگر صنعت بیمه تا این اندازه آماده و مقتدر است، چرا همچنان بخش مهمی از بازار از کمبود سرمایه، ضعف ذخایر فنی و وابستگی به تصمیمات مقطعی رنج می‌برد؟ پاسخ ندادن به این پرسش‌ها باعث می‌شود سخنان حمایتی وزیر بیشتر جنبه سیاسی و رسانه‌ای پیدا کند تا کارشناسی.

بیمه مرکزی؛ نهاد تخصصی یا ابزار تصمیمات مقطعی؟

یکی از جدی‌ترین انتقادها به وزارت اقتصاد، نحوه مواجهه با بیمه مرکزی است. نهادی که باید ستون ثبات و تنظیم‌گری حرفه‌ای بازار باشد، در سال‌های اخیر بارها تحت تأثیر تصمیمات مدیریتی ناگهانی قرار گرفته است.

وقتی نهاد ناظر استقلال و ثبات کافی نداشته باشد، شرکت‌های بیمه نیز نمی‌توانند افق بلندمدت برای خود ترسیم کنند. نتیجه چنین شرایطی، بازاری خواهد بود که بیشتر به بقا فکر می‌کند تا توسعه. در این وضعیت، شعارهایی مانند «تقویت نقش صنعت بیمه در امنیت اقتصادی» عملاً اثرگذاری خود را از دست می‌دهد، چون بازار بیش از حرف، به نشانه‌های واقعی ثبات نیاز دارد.

صنعت بیمه به اصلاح نیاز دارد، نه فقط تقدیر

بدون تردید صنعت بیمه در بحران‌های اخیر تلاش کرده نقش خود را ایفا کند و بخشی از بار خسارت‌ها و نگرانی‌های اقتصادی را کاهش دهد. اما تقدیر رسانه‌ای زمانی ارزشمند است که همزمان با اصلاحات واقعی همراه باشد.

صنعت بیمه امروز بیش از هر زمان دیگری به ثبات مدیریتی، استقلال نهاد ناظر، تقویت توان مالی شرکت‌ها و سیاست‌گذاری شفاف و بلندمدت نیاز دارد. در غیر این صورت، شکاف میان سخنان امیدوارکننده مسئولان و واقعیت‌های بازار روزبه‌روز عمیق‌تر خواهد شد؛ شکافی که در نهایت نه‌تنها اعتماد فعالان صنعت، بلکه اعتماد بیمه‌گذاران را نیز تضعیف می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *