سخنان صریح ابوالفضل آقادادی، مدیرعامل بیمه دانا، در نشست اخیر با اصحاب رسانه، نشاندهنده شروع مرحلهای تازه در راهبرد این شرکت است؛ مرحلهای که تمرکز از رشد عددی و فروش بالای بیمهنامهها، به سمت پایداری فنی و توانگری مالی واقعی تغییر یافته است. این تغییر رویکرد را میتوان نقطه آغاز یک بازسازی هدفمند در ساختار مالی، پرتفوی و سیاستهای پذیرش ریسک دانست.
پایان دوره رشد ظاهری؛ پذیرش واقعیتهای ریسک
در سالهای گذشته، بیمه دانا برخلاف سیاستهای محتاطانه بیمهگری، پرتفوی خود را عمدتاً بر رشتههای درمان و ثالث متمرکز کرده بود؛ رشتههایی با خسارت بالا و سود فنی اندک. سهم ۸۶ درصدی این رشتهها از کل پرتفوی، شرکت را در معرض انباشت خسارت و کاهش توانگری مالی قرار داد. نتیجه، همان بود که در گزارشهای فصلی دیده شد: حقبیمههای بزرگ روی کاغذ، اما ضرر فنی و کاهش سطح توانگری واقعی.
تصمیم مدیریت جدید برای عدم تمدید قراردادهای پرریسک، از جمله «صندوق بازنشستگی کشوری»، را باید بهمثابه توقف چرخه زیان انباشته در نظر گرفت. این تصمیم اگرچه در ظاهر کاهش حجم فروش را به دنبال دارد، اما در عمل، پایههای سودآوری فنی و سلامت مالی شرکت را تثبیت میکند.
ساماندهی داراییها؛ از املاک راکد تا نقدشوندگی مالی
مدیریت جدید بیمه دانا بر ضرورت مولدسازی داراییهای راکد تأکید ویژه دارد. ساختمانها و زمینهایی که سالها فقط بهعنوان دارایی اسمی در ترازنامه ثبت شده بودند، اکنون به عنوان ابزار تأمین مالی و جبران کسری ذخایر دیده میشوند. در دنیای بیمه، داراییِ غیرمولد، همانند نقدینگی منجمد است؛ زیبا روی کاغذ، اما بیاثر در توان پرداخت خسارت یا سرمایهگذاری.
اقدام برای تهاتر مطالبات قدیمی با ارتش و پیگیری وصول بدهیها، نشانهی توجه جدی به پایداری جریان نقدی است. اگر این روند با بازنگری در قراردادهای بزرگ و کنترل هزینههای عملیاتی همراه شود، دانا میتواند از وضعیت فعلیِ فشار نقدینگی به مرحله ثبات مالی واقعی عبور کند.
پرتفوی تحت بازطراحی؛ از حجم به کیفیت
سیاست جدید بیمه دانا بر «کیفیت پرتفوی» استوار است، نه بر «حجم فروش». کاهش سهم درمان و ثالث به زیر ۸۰٪ به معنای بازتعادل میان رشتههای سودده و زیانده است. این اصلاح ساختاری البته ساده نیست؛ کاهش رشتههای پرحجم ممکن است در کوتاهمدت به افت جایگاه بازار منجر شود، اما از دید فنی، گامی ضروری برای بهبود شاخصهای کلیدی مانند نسبت خسارت (Loss Ratio) و نسبت ترکیبی (Combined Ratio) است.
در واقع، دانا در حال گذار از مرحلهای است که «حقبیمه بیشتر» الزاماً به معنای «عملکرد بهتر» نبود. با کاهش تمرکز ریسک و اصلاح نرخگذاری، شرکت در مسیر تثبیت سود فنی حرکت میکند؛ همان سودی که از درون فعالیت بیمهگری حاصل میشود، نه از سود سرمایهگذاریهای مالی.
چالشهای توانگری و الزامات آینده
سخنان آقادادی درباره وضعیت توانگری مالی، از پذیرش صادقانه واقعیتها خبر میدهد. توانگری مالی پایین، الزام به افزایش سرمایه و اصلاح ترازنامه را به همراه دارد. این فرآیند به نوعی جراحی مالی محسوب میشود: سخت، ولی حیاتی. شفافسازی در گزارش عملکرد، توقف قراردادهای زیانده، و آغاز روند نقد کردن داراییها، نشانههایی از آغاز این درمان فنیاند.
چشمانداز واقعبینانه؛ بازگشت با انضباط و سود فنی
با وجود زیان انباشته سال گذشته و کاهش برخی شاخصها، مسیر تعریفشده برای بیمه دانا امیدبخش است. کاهش فشار ریسک، اصلاح ترکیب پرتفوی، مدیریت فعال دارایی–بدهی و تمرکز بر سودآوری فنی، عواملی هستند که میتوانند بهمرور سطح توانگری شرکت را به سطح مطلوب بازگردانند.
در صنعت بیمه، ماندگاری واقعی نه از طریق رشد سریع اعداد، بلکه از طریق انضباط فنی، کنترل ریسک و پایداری جریان نقدی حاصل میشود. بیمه دانا اکنون در مسیر همین بلوغ حرکتی قرار دارد، مسیری که هرچند کوتاه نیست، اما میتواند نقطه بازگشت این برند باسابقه به جایگاه شایستهاش در اقتصاد بیمهای ایران باشد.

