پرویز خسروشاهی

بیمه مرکزی در دوره پرویز خسروشاهی / اصلاحات نیمه‌تمام یک رگولاتور محتاط

https://faraabime.com/?p=4114

دوره مدیریت پرویز خسروشاهی در بیمه مرکزی در شرایطی آغاز شد که صنعت بیمه ایران با مجموعه‌ای از مسائل ساختاری مواجه بود؛ از یک‌سو رشد نامتوازن برخی رشته‌ها مانند درمان، از سوی دیگر ضعف ذخایر فنی در برخی شرکت‌ها، فشارهای تورمی بر خسارت‌ها و در عین حال نیاز به تحول دیجیتال و ارتقای کیفیت نظارت. در چنین فضایی انتظار می‌رفت بیمه مرکزی نقش فعال‌تری در اصلاح ساختار بازار و به‌روزرسانی ابزارهای تنظیم‌گری ایفا کند.

بررسی این دوره نشان می‌دهد که اگرچه اقداماتی در جهت تقویت نظارت داده‌محور، افزایش توجه به توانگری مالی و بازنگری برخی مقررات انجام شد، اما بخشی از اصلاحات ساختاری با کندی پیش رفت و برخی چالش‌های مهم صنعت همچنان بدون راه‌حل مؤثر باقی ماند. این گزارش تلاش می‌کند با نگاهی حرفه‌ای و مبتنی بر واقعیت‌های صنعت، عملکرد این دوره را ارزیابی کند.

حرکت به سمت رگولاتوری داده‌محور

یکی از محورهای قابل توجه در دوره پرویز خسروشاهی، تلاش برای استفاده بیشتر از داده و تحلیل‌های کمی در نظارت بر صنعت بیمه بود. پیچیدگی فعالیت شرکت‌های بیمه و افزایش حجم عملیات بیمه‌ای باعث شده است که نظارت سنتی مبتنی بر گزارش‌های دوره‌ای کارایی کافی نداشته باشد. در این چارچوب، بیمه مرکزی در این دوره بر تقویت سامانه‌های اطلاعاتی و افزایش کیفیت گزارشگری مالی تأکید کرد. توسعه زیرساخت‌های نظارتی و حرکت به سمت نظارت برخط از جمله اقداماتی بود که با هدف افزایش دقت نظارت و کاهش وابستگی به گزارش‌های دستی انجام شد.

تمرکز بیشتر بر توانگری مالی شرکت‌های بیمه

در این دوره توجه بیشتری به وضعیت توانگری مالی شرکت‌ها صورت گرفت و بیمه مرکزی در برخی موارد نسبت به شرکت‌هایی که در سطح توانگری پایین قرار داشتند حساسیت بیشتری نشان داد. اعمال فشار نظارتی برای اصلاح ساختار مالی برخی شرکت‌ها و الزام به بهبود وضعیت ذخایر فنی از جمله اقداماتی بود که با هدف جلوگیری از بروز ریسک‌های سیستمی در صنعت انجام شد. این رویکرد در مجموع در جهت حفظ ثبات مالی صنعت بیمه ارزیابی می‌شود.

تلاش برای سامان‌دهی رفتار فروش در شبکه نمایندگی

یکی از مسائل مزمن بازار بیمه ایران، رقابت‌های ناسالم در شبکه فروش و عدم شفافیت در برخی روابط کارمزدی است. در این دوره تلاش‌هایی برای بازنگری در مقررات مرتبط با شبکه فروش و افزایش شفافیت در روابط میان شرکت‌ها و نمایندگان صورت گرفت. هدف از این اقدامات، کاهش رفتارهای غیرحرفه‌ای در فروش و ارتقای اعتماد عمومی به صنعت بیمه عنوان می‌شد.

توجه به نگاه علمی در سیاست‌گذاری بیمه‌ای

خسروشاهی به دلیل سابقه علمی و پژوهشی خود تلاش کرد برخی مباحث فنی مانند اکچوئری، مدیریت ریسک و تحلیل‌های تخصصی در تصمیم‌گیری‌های بیمه مرکزی جایگاه بیشتری پیدا کند. در برخی حوزه‌ها نیز تلاش شد تصمیمات مقرراتی با تکیه بر تحلیل‌های کارشناسی اتخاذ شود. این رویکرد می‌تواند در بلندمدت به ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری در صنعت بیمه کمک کند.

آغاز برخی بازنگری‌های مقرراتی

در این دوره موضوع بازنگری در برخی آیین‌نامه‌های مهم صنعت بیمه مطرح شد و تلاش‌هایی برای اصلاح برخی مقررات قدیمی آغاز شد. همچنین بحث‌هایی درباره توسعه سامانه‌های کشف تقلب بیمه‌ای و بهبود زیرساخت‌های نظارتی در دستور کار قرار گرفت. هرچند بخشی از این برنامه‌ها در مراحل اولیه باقی ماندند، اما طرح آنها نشان‌دهنده توجه به ضرورت اصلاحات ساختاری در صنعت بیمه بود.

نقدها و چالش‌های دوره مدیریتی

کندی محسوس در اجرای اصلاحات ساختاری

یکی از نقدهای جدی فعالان صنعت بیمه در این دوره، کندی در پیشبرد پروژه‌های کلیدی بود. بسیاری از طرح‌هایی که به‌عنوان برنامه اصلاحی مطرح شدند، یا به مرحله اجرا نرسیدند یا با سرعت بسیار پایین پیش رفتند. به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند نوسازی سامانه‌های نظارتی، بازنگری کامل برخی آیین‌نامه‌های مهم و توسعه ابزارهای نظارت هوشمند، فاصله قابل توجهی میان برنامه‌های اعلام‌شده و خروجی عملی مشاهده شد. این موضوع باعث شد بخشی از انتظارات صنعت از بیمه مرکزی در زمینه اصلاحات ساختاری برآورده نشود.

نبود اجماع و ارتباط مؤثر با بدنه صنعت

یکی دیگر از انتقادهای مطرح‌شده در این دوره، ضعف در مدیریت ارتباط با ذی‌نفعان صنعت بود. برخی شرکت‌های بیمه معتقد بودند که در فرآیند تدوین یا اصلاح برخی مقررات، گفت‌وگوی کافی با فعالان بازار صورت نگرفته است. در نتیجه، برخی تصمیمات مقرراتی با مقاومت یا انتقاد از سوی شرکت‌ها و شبکه فروش مواجه شد. در نظام‌های تنظیم‌گری پیشرفته، تعامل مستمر با صنعت یکی از ابزارهای مهم برای اجرای موفق سیاست‌ها محسوب می‌شود و ضعف در این حوزه می‌تواند اجرای مقررات را دشوار کند.

عدم پیشرفت ملموس در تحول دیجیتال صنعت بیمه

در حالی که تحول دیجیتال در صنعت بیمه جهان با سرعت در حال پیشرفت است، در این دوره گام‌های عملی محدودی در جهت ایجاد چارچوب مشخص برای نوآوری بیمه‌ای برداشته شد. موضوعاتی مانند ایجاد محیط آزمایشی مقرراتی برای استارتاپ‌های بیمه‌ای، تعریف قواعد روشن برای فعالیت پلتفرم‌های دیجیتال و حمایت هدفمند از نوآوری‌های بیمه‌ای پیشرفت چشمگیری نداشت. در نتیجه، بخشی از ظرفیت‌های نوآورانه صنعت بیمه ایران همچنان بدون چارچوب مشخص باقی ماند.

ادامه مشکلات ساختاری در برخی رشته‌های بیمه‌ای

در دوره مدیریت خسروشاهی برخی مشکلات ساختاری صنعت بیمه همچنان تداوم یافت. به‌ویژه در رشته بیمه درمان، فشار هزینه‌های درمانی و عدم تعادل میان حق‌بیمه و خسارت، همچنان یکی از چالش‌های اصلی صنعت باقی ماند. همچنین در برخی شرکت‌ها مسئله کفایت ذخایر فنی و مدیریت نقدینگی همچنان محل نگرانی کارشناسان بود. اگرچه بیمه مرکزی تلاش کرد از طریق ابزارهای نظارتی این مشکلات را کنترل کند، اما راه‌حل‌های ساختاری برای رفع کامل این مسائل در این دوره شکل نگرفت.

فاصله میان سیاست‌گذاری و نتایج عملی در بازا

برخی از فعالان صنعت معتقد بودند که دوره پرویز خسروشاهی فاصله‌ای میان سیاست‌های اعلامی بیمه مرکزی و نتایج عملی آنها در بازار وجود داشت. به بیان دیگر، بخشی از سیاست‌ها در سطح مقررات باقی ماندند و تأثیر ملموس آنها در بهبود عملکرد بازار بیمه به‌وضوح مشاهده نشد. این مسئله تا حدی ناشی از محدودیت‌های ساختاری نظام بیمه‌ای کشور و تا حدی نیز به نحوه اجرای سیاست‌ها مرتبط دانسته می‌شود.

دوره ریاست پرویز خسروشاهی در بیمه مرکزی را می‌توان دوره‌ای دانست که تلاش‌هایی برای حرکت به سمت نظارت علمی‌تر و داده‌محور در آن آغاز شد و توجه بیشتری به شاخص‌های توانگری مالی و انضباط نظارتی صورت گرفت. در عین حال، کندی در اجرای اصلاحات، ضعف در تعامل با بدنه صنعت و پیشرفت محدود در حوزه نوآوری بیمه‌ای باعث شد بخشی از اهداف اصلاحی این دوره به نتیجه کامل نرسد. در مجموع، این دوره را می‌توان مرحله‌ای از تلاش برای اصلاحات تدریجی در نظام نظارتی صنعت بیمه دانست که برخی دستاوردهای آن قابل توجه است، اما بسیاری از چالش‌های ساختاری صنعت همچنان نیازمند اقدامات جدی‌تر در سال‌های آینده باقی مانده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *