در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه افزایش یافته و احتمال درگیری نظامی میان آمریکا و اسرائیل با ایران مطرح شده است، برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در حال بررسی راههایی برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هستند. با این حال تحلیلها نشان میدهد حتی با توسعه مسیرهای جایگزین، این آبراه استراتژیک همچنان نقشی تعیینکننده در تجارت جهانی انرژی خواهد داشت.
به گزارش بیزینس تایمز، تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی در جهان محسوب میشود. بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز کشورهای تولیدکننده خلیج فارس از طریق این مسیر باریک میان ایران و عمان به بازارهای جهانی میرسد. برآوردها نشان میدهد روزانه میلیونها بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکند؛ رقمی که آن را به یکی از حساسترین نقاط در شبکه تأمین انرژی جهان تبدیل کرده است.
در سالهای اخیر برخی کشورهای منطقه تلاش کردهاند با ایجاد خطوط لوله جدید، بخشی از صادرات خود را از مسیرهایی خارج از تنگه هرمز انجام دهند. برای مثال امارات متحده عربی خط لولهای ایجاد کرده که نفت را از میادین داخلی به بندر فجیره در دریای عمان منتقل میکند و امکان صادرات بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم میسازد. عربستان سعودی نیز از خط لوله «شرق به غرب» برای انتقال نفت از میادین شرقی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ استفاده میکند.
با این حال تحلیلگران انرژی میگویند ظرفیت این خطوط لوله محدود است و نمیتواند جایگزین کامل حجم عظیم صادراتی باشد که در حال حاضر از تنگه هرمز عبور میکند. افزون بر این، توسعه خطوط لوله جدید نیازمند سرمایهگذاریهای بسیار سنگین، زمان طولانی برای ساخت و هماهنگیهای پیچیده منطقهای است. حتی در صورت اجرای چنین پروژههایی، در بهترین حالت تنها بخشی از وابستگی به این تنگه کاهش مییابد.
مسئله دیگر به صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) مربوط میشود. قطر به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG در جهان، بخش عمده صادرات خود را از طریق کشتیهای حمل گاز انجام میدهد. این کشتیها برای رسیدن به بازارهای اصلی در آسیا و اروپا ناگزیر از عبور از تنگه هرمز هستند. از آنجا که تجارت LNG عمدتاً بر حملونقل دریایی متکی است، خطوط لوله عملاً نمیتوانند جایگزین مؤثری برای این مسیر باشند.
به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی با توسعه زیرساختهای جایگزین، تنگه هرمز همچنان نقش محوری در امنیت انرژی جهان خواهد داشت. هرگونه اختلال در این مسیر میتواند به سرعت بر بازارهای جهانی نفت و گاز تأثیر بگذارد و قیمتها را دستخوش نوسان کند؛ موضوعی که برای اقتصادهای وابسته به واردات انرژی در آسیا و اروپا اهمیت ویژهای دارد.
در مجموع، تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین بیش از آنکه به معنای حذف تنگه هرمز باشد، تلاشی برای کاهش ریسکهای احتمالی و افزایش انعطافپذیری در صادرات انرژی است. اما واقعیت این است که در ساختار کنونی تجارت جهانی انرژی، هیچ مسیر دیگری هنوز نتوانسته جایگاه راهبردی این آبراه را به طور کامل جایگزین کند.

