تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای ژئوپلیتیکی جهان است. روزانه بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از این گذرگاه عبور میکند و هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی آن، به سرعت در بازارهای جهانی منعکس میشود. در چنین شرایطی، کنترل مؤثر و مدیریت امنیت این مسیر دریایی میتواند علاوه بر کارکرد نظامی و بازدارندگی، به یک ابزار اقتصادی و درآمدزا تبدیل شود. یکی از مدلهای قابل بررسی، استفاده از سازوکارهای بیمهای برای مدیریت ریسک عبور کشتیها و تبدیل «امنیت» به یک خدمت اقتصادی است.
اهمیت راهبردی تنگه هرمز
تنگه هرمز به دلیل عبور حجم بزرگی از نفت، گاز و کالاهای تجاری، در مرکز توجه قدرتهای منطقهای و جهانی قرار دارد. امنیت این مسیر نه تنها برای کشورهای صادرکننده انرژی، بلکه برای اقتصاد جهانی حیاتی است. به همین دلیل هر بازیگری که بتواند نقش مؤثری در تأمین یا مدیریت امنیت این گذرگاه داشته باشد، در واقع به یک اهرم مهم اقتصادی و سیاسی دست یافته است.
در چنین چارچوبی، کنترل عملیاتی یا نفوذ مؤثر بر سازوکارهای امنیتی تنگه میتواند به جای صرفاً یک ابزار نظامی، به یک «دارایی راهبردی اقتصادی» تبدیل شود.
مدل پیشنهادی: بیمه به عنوان ابزار مدیریت عبور
یکی از روشهای تبدیل این موقعیت راهبردی به درآمد پایدار، طراحی یک نظام بیمهای برای عبور کشتیها است. در این مدل، کشتیهایی که قصد عبور از تنگه را دارند میتوانند با خرید بیمهنامه از یک شرکت بیمهای مشخص، ریسکهای احتمالی مانند بازرسی، توقیف یا تأخیر را پوشش دهند.
این مدل چند کارکرد همزمان دارد:
- ایجاد یک چارچوب رسمی برای مدیریت تردد کشتیها
- کاهش نااطمینانی برای شرکتهای کشتیرانی
- تبدیل ریسک امنیتی به یک خدمت بیمهای قابل قیمتگذاری
- ایجاد یک جریان درآمدی مستمر
در عمل، شرکت بیمه در ازای دریافت حق بیمه، تضمینهایی برای تسهیل عبور کشتیها ارائه میدهد. از آنجا که ارزش محموله بسیاری از کشتیها به صدها میلیون دلار میرسد، پرداخت هزینه بیمه برای کاهش ریسک، از نظر اقتصادی برای شرکتهای حملونقل قابل توجیه است.
مزیت اطلاعاتی و نظارتی
یکی از پیامدهای مهم چنین سازوکاری، ایجاد یک پایگاه داده جامع از جریان تجارت دریایی در منطقه است. ثبت بیمهنامهها و اطلاعات مربوط به کشتیها، محمولهها و مسیرها میتواند به ایجاد اشراف اطلاعاتی گسترده بر تجارت منطقه کمک کند.
این اطلاعات میتواند در حوزههای مختلف کاربرد داشته باشد، از جمله:
- تحلیل الگوهای تجارت انرژی
- پایش مسیرهای صادرات و واردات
- پیشبینی تغییرات بازار
- مدیریت بهتر ریسکهای امنیتی
بنابراین این مدل صرفاً یک سازوکار درآمدی نیست، بلکه یک ابزار اطلاعاتی و مدیریتی نیز محسوب میشود.
مدیریت مرحلهای در شرایط بحران
در شرایط تنش یا جنگ، میتوان دامنه این بیمه را به صورت مرحلهای محدود کرد. به عنوان مثال، در مرحله نخست عبور تنها برای کشتیهای حامل کالاهای بشردوستانه مانند غذا و دارو مجاز باشد.
این رویکرد چند پیامد مهم دارد:
- حفظ مشروعیت انسانی و اخلاقی در سطح بینالمللی
- جلوگیری از شکلگیری اجماع جهانی علیه سیاستهای محدودکننده
- حفظ اهرم فشار اقتصادی از طریق محدودسازی عبور حاملهای انرژی
چنین سیاستی میتواند فشار اقتصادی قابل توجهی بر بازیگران متخاصم وارد کند، زیرا اختلال در جریان انرژی به سرعت در قیمتهای جهانی منعکس میشود.
مرحله پساتنش و گسترش مدل اقتصادی
با کاهش تنشها یا پایان درگیری، این سازوکار میتواند به یک نظام پایدار مدیریت عبور تبدیل شود. در این مرحله، عبور کشتیها برای طیف وسیعتری از کالاها امکانپذیر خواهد بود، اما همچنان در چارچوب نظام بیمهای تعریفشده.
در چنین حالتی:
- شرکتهای کشتیرانی برای کاهش ریسک عملیاتی بیمه خریداری میکنند
- مسیر عبور همچنان تحت مدیریت و نظارت باقی میماند
- جریان درآمدی پایدار برای کشور ایجاد میشود
برآورد ظرفیت درآمدی
با توجه به حجم عظیم عبور کشتیها از تنگه هرمز، حتی دریافت حق بیمههای نسبتاً کوچک برای هر کشتی میتواند به درآمد قابل توجهی منجر شود.
اگر فرض شود روزانه دهها نفتکش و کشتی تجاری از این مسیر عبور میکنند و برای هر عبور حق بیمهای در مقیاس صدها هزار دلار یا بیشتر تعیین شود، درآمد سالانه میتواند به دهها میلیارد دلار برسد. بر اساس برخی برآوردهای حداقلی، این مدل بالقوه میتواند حدود ۲۰ میلیارد دلار درآمد سالانه ایجاد کند.
چالشها و ملاحظات
با وجود جذابیت اقتصادی این طرح، اجرای آن با چالشهای مهمی همراه است:
- واکنش قدرتهای جهانی و شرکتهای کشتیرانی
- مسائل حقوقی مربوط به آزادی کشتیرانی در آبراههای بینالمللی
- احتمال شکلگیری ائتلافهای امنیتی برای دور زدن چنین سازوکاری
- پیچیدگیهای اجرایی در ایجاد یک نظام بیمهای معتبر و قابل اعتماد
بنابراین موفقیت چنین مدلی نیازمند طراحی دقیق حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک است.
تنگه هرمز یک دارایی ژئوپلیتیکی کمنظیر است که نقش آن تنها به حوزه امنیتی محدود نمیشود. با طراحی سازوکارهای اقتصادی مانند بیمه عبور کشتیها، میتوان امنیت این مسیر را به یک خدمت اقتصادی تبدیل کرد و از آن برای ایجاد درآمد پایدار بهره گرفت.
با این حال، تحقق چنین مدلی نیازمند در نظر گرفتن ملاحظات حقوق بینالملل، مدیریت واکنشهای بینالمللی و ایجاد زیرساختهای نهادی و مالی قدرتمند است. اگر این الزامات به درستی مدیریت شوند، امنیت دریایی میتواند به یکی از منابع مهم ارزشآفرینی اقتصادی تبدیل شود.
