محمدرضا خوش‌کیش

وقتی رشد، ریسک‌فروشی نیست! / خوانش مدیریتی از کارنامه دوساله محمدرضا خوش‌کیش

https://faraabime.com/?p=3609

لیدا هادی، سردبیر فرابیمه/ عملکرد دوساله‌ محمدرضا خوش‌کیش در جایگاه مدیرعامل شرکت بیمه اتکایی امین را نمی‌توان صرفاً با اتکا به رشد سود و درآمد ارزیابی کرد. آنچه این دوره را معنادار می‌کند، کیفیت رشد و نوع ریسکی است که در فرآیند توسعه پذیرفته شده؛ معیاری که در صنعت بیمه اتکایی، اهمیت آن به‌مراتب بیش از اعداد خام صورت‌های مالی است.

افزایش حدود ۱۰۰ درصدی درآمدهای بیمه‌ای و جهش ۱۴۰ درصدی حق بیمه قبولی، در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از یک دوره توسعه تهاجمی تلقی شود؛ توسعه‌ای که در بسیاری از شرکت‌های بیمه اتکایی معمولاً با دو خطای متداول همراه است: ورود به قراردادهای پرریسک برای بزرگ‌کردن ترازنامه یا کاهش نرخ‌ها به‌منظور تصاحب سهم بازار.

با این حال، داده کلیدی این دوره یعنی نسبت خسارت حدود ۳۶ درصدی، تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. این نسبت نشان می‌دهد که رشد شرکت از مسیر قیمت‌سوزی یا ریسک‌فروشی عبور نکرده و توسعه پرتفو به‌صورت انتخابی و گزینشی انجام شده است، نه حجمی و هیجانی. به بیان دیگر، اولویت مدیریت در این دوره نه صرفاً بزرگ‌تر شدن، بلکه سالم‌تر شدن پرتفو بوده است.

در بعد سودآوری نیز، هم‌زمانی رشد سود خالص و سود هر سهم با رشد درآمدهای بیمه‌ای، یکی از نشانه‌های مهم انضباط مدیریتی به‌شمار می‌رود. در بسیاری از موارد، اگر سود با تأخیر نسبت به درآمد رشد کند، به معنای انباشت هزینه‌ها و ریسک‌های پنهان است و اگر زودتر از درآمد افزایش یابد، شائبه بازی‌های حسابداری مطرح می‌شود. در این دوره، هیچ‌یک از این دو الگو دیده نمی‌شود. هم‌راستایی رشد سود و درآمد نشان می‌دهد کنترل هزینه‌ها فعال بوده، قراردادها از ابتدا با منطق سوددهی بسته شده‌اند و مدیریت ریسک عملیاتی، واقعی و اجرایی بوده است، نه صرفاً محدود به گزارش‌ها و رویه‌های صوری. این الگو بیشتر به یک مدیریت بالغ شباهت دارد تا مدیریتی نمایشی و کوتاه‌مدت‌نگر.

تفاوت اصلی این دوره با سال‌های پیش از آن، در تغییر نقش سرمایه و توانگری مالی شرکت قابل مشاهده است. بیمه اتکایی امین پیش از این نیز از نظر توانگری، در وضعیت مطلوبی قرار داشت و کم‌ریسک تلقی می‌شد، اما همین مزیت اغلب به کم‌تحرکی و محافظه‌کاری بیش از حد در توسعه بازار منجر شده بود. خوش‌کیش این وضعیت را تغییر داد و شرکت را از فاز «حفظ سرمایه» به فاز «بهره‌برداری از سرمایه» منتقل کرد.

این تغییر فاز از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از مدیران در شرکت‌های توانگر، به دلیل ترس از مخدوش شدن کارنامه موجود، رشد را قربانی احتیاط می‌کنند؛ در حالی که در این دوره، رشد اتفاق افتاده بدون آن‌که خطوط قرمز ریسک نادیده گرفته شود. این رویکرد نشان می‌دهد مدیریت، ریسک‌فهم است نه ریسک‌گریز.

شاید مهم‌ترین نقطه قوت این دوره، پرهیز از معامله سود امروز با ریسک فردا باشد؛ وسوسه‌ای که در صنعت بیمه اتکایی، یکی از رایج‌ترین دام‌های مدیریتی است. ترکیب نسبت خسارت کنترل‌شده، سودآوری پایدار و عدم مشاهده جهش غیرعادی در ذخایر یا هزینه‌ها نشان می‌دهد که سود کوتاه‌مدت به بهای مین‌گذاری برای سال‌های آینده خریداری نشده است. ساختار رشد شکل‌گرفته در این دو سال، از نظر فنی قابلیت تداوم دارد؛ موضوعی که دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیاری از مدیران عامل در آن دچار لغزش می‌شوند.

در جمع‌بندی، عملکرد دوساله محمدرضا خوش‌کیش را نمی‌توان یک دوره «درخشان هیجانی» دانست، اما می‌توان با اطمینان گفت رشد ایجادشده واقعی و قابل دفاع بوده، ریسک‌ها به‌صورت آگاهانه و مدیریت‌شده پذیرفته شده‌اند و شرکت از فاز محافظه‌کاری منفعل وارد فاز توسعه کنترل‌شده شده است.

قضاوت نهایی اما از سال سوم به بعد معنا پیدا می‌کند؛ جایی که باید دید آیا نسبت خسارت حفظ می‌شود، آیا رشد درآمد همچنان هم‌مسیر با رشد سود باقی می‌ماند و آیا پرتفو در عین سنگین‌تر شدن، سالم‌تر نیز می‌شود یا خیر. اگر پاسخ این پرسش‌ها مثبت باشد، آن‌گاه می‌توان گفت محمدرضا خوش‌کیش صرفاً یک مدیر موفق نبوده، بلکه معمار آغاز یک دوره جدید در بیمه اتکایی امین بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *