در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن، نوسانات شدید بازارها و افزایش نااطمینانیهای مالی روبهروست، ابزارهایی که بتوانند همزمان امنیت، پیشبینیپذیری و آرامش روانی برای خانوارها ایجاد کنند، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. در این فضا، بیمههای عمر و سرمایهگذاری بار دیگر به کانون توجه سیاستگذاران مالی و خانوارها بازگشتهاند؛ محصولاتی که بنا به ماهیت خود، مرز میان «بیمه» و «سرمایهگذاری» را کمرنگ کردهاند.
فرناز بیکرسولی، مدیر بیمههای عمر و سرمایهگذاری بیمه تجارتنو، با تأکید بر نقش حفاظتی این بیمهها، معتقد است که بیمه زندگی نباید صرفاً بهعنوان یک قرارداد بیمهای دیده شود، بلکه نوعی برنامهریزی بلندمدت برای آینده مالی خانوادههاست. این نگاه، بازتابدهنده تغییری مهم در رفتار مالی خانوارهاست؛ تغییری که در آن، افراد بهجای اتکا به یک ابزار تککارکردی، به دنبال بستهای چندمنظوره برای مدیریت ریسک، پسانداز و تأمین نقدینگی هستند.
در واقع، بیمههای عمر و سرمایهگذاری در اقتصاد پرنوسان، دیگر تنها نقش جبران خسارت را ندارند. ترکیب پوششهایی مانند فوت، ازکارافتادگی و بیماریهای خاص با امکان انباشت سرمایه، پرداخت مستمری و دریافت وام، این محصولات را به سپری مالی تبدیل کرده که میتواند در برابر شوکهای بزرگ زندگی عمل کند. از این منظر، آرامشی که بیکرسولی از آن سخن میگوید، تنها یک مفهوم روانی نیست، بلکه حاصل کاهش نااطمینانی و افزایش قدرت برنامهریزی در بلندمدت است.
با این حال، جذابیت بیمههای عمر در شرایط تورمی، تنها به پوشش ریسک محدود نمیشود. یکی از کارکردهای کمتر دیدهشده اما بسیار مهم این بیمهها، ایجاد «پسانداز اجباری» است. تجربه اقتصاد رفتاری نشان میدهد که بسیاری از خانوارها نه به دلیل نبود درآمد، بلکه به دلیل ضعف در استمرار پسانداز، در برابر بحرانهای مالی آسیبپذیر میشوند. پرداخت منظم حقبیمه، نوعی تعهد مالی ایجاد میکند که مانع از خرج شدن پول پیش از پسانداز میشود و در طول زمان، اندوختهای قابل اتکا شکل میدهد. همین ویژگی است که به گفته مدیر بیمههای عمر و سرمایهگذاری تجارتنو، موجب شده خانوادههایی که زودتر به این ابزار روی آوردهاند، در بحرانهای اقتصادی آسیب کمتری ببینند.
در عین حال، ادعای حفظ ارزش واقعی پول در شرایط تورمی، نیازمند نگاهی دقیقتر است. بازدهی بیمههای عمر وابسته به نحوه سرمایهگذاری ذخایر، ساختار هزینهها و کسورات و همچنین نرخهای اعلامی اسمی یا واقعی است. در اقتصادی با تورم بالا، رشد اسمی سرمایه لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست و تنها در صورتی میتوان از حفظ ارزش پول سخن گفت که بازده خالص، پس از کسر هزینهها، از تورم پیشی بگیرد. از این رو، تحلیل کارشناسی این محصولات باید فراتر از ارقام تبلیغاتی، به شفافیت مالی و عملکرد واقعی آنها توجه کند.
یکی دیگر از مزیتهایی که در سخنان بیکرسولی برجسته شده، امکان دریافت وام بدون ضامن از محل اندوخته بیمهنامه است. این ویژگی در شرایطی که دسترسی به تسهیلات بانکی دشوار و پرهزینه شده، میتواند نقش مهمی در مدیریت بحرانهای کوتاهمدت مالی خانوادهها ایفا کند. با این حال، استفاده مداوم از این امکان، در صورت نبود برنامه بازپرداخت مشخص، ممکن است اندوخته بلندمدت را تضعیف کرده و هدف اصلی سرمایهگذاری را تحتالشعاع قرار دهد.
از منظر تحلیلی، بیمههای عمر و سرمایهگذاری بیشترین کارایی را برای گروههایی دارند که درآمد نسبتاً پایدار، مسئولیت مالی نسبت به دیگران و افق زمانی بلندمدت دارند. برای این گروهها، ترکیب پوشش ریسک و انباشت سرمایه میتواند به کاهش شکنندگی مالی کمک کند. در مقابل، برای افرادی با درآمد ناپایدار یا توان محدود در پرداخت مستمر حقبیمه، انتخاب این محصولات بدون مشاوره دقیق، میتواند به کاهش بازده یا حتی زیان منجر شود.
در نهایت، موفقیت بیمههای زندگی در ایفای نقش «تکیهگاه امن» بیش از هر چیز به اعتماد نهادی وابسته است. سرعت و شفافیت پرداخت تعهدات، ثبات رویهها، کیفیت مشاوره فروش و شفافیت اطلاعات مالی، عواملی هستند که در شرایط نااطمینانی اقتصادی، اهمیت آنها دوچندان میشود. در چنین فضایی، بیمه عمر میتواند هم آرامشساز باشد و هم نیازمند دقت و انتخاب آگاهانه؛ ابزاری که اگر درست انتخاب شود، آینده را قابل پیشبینیتر میکند و اگر بدون شناخت کافی خریداری شود، ممکن است انتظارات را برآورده نکند.
