لیدا هادی، سردبیر فرابیمه / شعار فسادستیزی برای ما موضوع تازهای نیست. زیاد گفتهاند و زیاد شنیدهایم. شعار فسادستیزی را در سالهای اخیر حتی از دهان کسانی شنیدیم که صندلیشان به همین فساد چسبیده بود. تنها تفاوت این است که اینبار گوینده، رئیسکل بیمه مرکزی است و اگر این حرف تنها یک موضع موسمی نباشد، واقعاً میتواند نقطه عطفی برای بازآرایی رابطه نهاد ناظر با بازار باشد. اما ما یاد گرفتهایم که در این صنعت، هر واژه بزرگی را با شاخک و اندازه قیمت نقض قاعده بسنجیم، نه با حجم اطمینان نانوشته شخص گوینده.
مسئله اصلاً بر سر این نیست که فساد مذموم است. این را همه میدانند و به زبان میآورند. سؤال واقعی این است: با چه کسی قرار است برخورد شود؟ آیا قاعده جدید قرار است برای کارگزار جزء، که نه نفوذی دارد و نه پشتوانهای، پیاده شود؛ و همانوقت، کارگزاریهای بزرگ منتسب به صنایع دیگر یا بازیگران رانتی وابسته به مناسبات بالادستی، در حاشیه امن باقی بمانند؟
تجربه نظارت در ایران نشان داده که برخورد با فساد معمولاً همین مسیر را انتخاب کرده است: هزینه تخلف را به دوش ضعیفترها انداختن و از قویترها صرفاً تماشاگر گرفتن. اگر موسی رضایی اینبار همین کار را بکند، کلامش نه ضدفساد، بلکه وسیلهای تازه برای مشروعیتسازی ساختار قبلی است.
خیال نکنید فساد در این صنعت همیشه جیب پر پولی یا یک امضای گرانفروخته است. فساد اینجا از دل روابط، وابستگیها و پیوندهای نامتقارن منافع بازتولید میشود؛ از همان جاهایی که کارگزاریهای بزرگِ برخوردار از پشتوانه صنایع دیگر یا مجموعههای رانتی و نزدیک به کانونهای قدرت، امکان مانور بیشتری از سایرین پیدا میکنند. پس وقتی از فسادستیزی سخن گفته میشود، معنایش فقط برخورد با تخلفهای خرد و قابلدسترس نیست؛ بلکه بهطور مشخص، آزمون اصلی در مواجهه با همین گرههای بزرگتر و حساستر است؛ جاهایی که معمولاً نظارت یا کند میشود یا ملاحظهکار.
بیانصافی است مدعی شویم بیمه مرکزی ابزار ندارد؛ سنهاب هست، داده هست، ظرفیت تحلیل وجود دارد. چیزی که همیشه کم بوده، اراده برخورد با ذینفعان پرنفوذ بوده است. فسادستیزی وقتی معنا پیدا میکند که درجا زدن در برابر کوچک، با برخورد واقعی با بزرگ جبران شود؛ نه برعکس. در غیاب این اراده، هر سامانهای «ابزار نمایش» است و هر بیانیهای فقط «روی جلد».
بهصرف بیان این رویکرد هم نباید دست رد داد. ما فقط نباید قضاوت عجولانه کنیم؛ اما حق داریم معیار بگذاریم. معیار ما ساده است: آیا قاعده برای همه یکسان خواهد بود؟ آیا «هیچ استثنایی» در میدان اجرا هم شنیده میشود یا فقط در صفحه اول تصمیمات؟ تا وقتی پاسخ این سؤالات روشن نشود، فسادستیزی اعلامشده، یک وعده قابل احترام است نه یک تحول و این صنعت، انباشته از وعدههای قابل احترامی است که هرگز عملی نشدند.
