در روزهایی که اختلال اینترنت به یک تجربه تکرارشونده برای کاربران ایرانی تبدیل شده، صنعت بیمه بیسروصدا در حال پرداخت یکی از سنگینترین هزینههاست. صنعتی که قرار بود پناه ریسک باشد، حالا خودش قربانی یک ریسک ساختاری شده است؛ ریسکی که نه در آییننامههای بیمهای دیده شده و نه پاسخ روشنی برای آن وجود دارد.
صنعت بیمه در سالهای اخیر با تکیه بر تحول دیجیتال، فروش آنلاین، پرداخت الکترونیکی و ارزیابی خسارت غیرحضوری، وعده سرعت، شفافیت و دسترسی همیشگی داده بود. اما اینترنت ناپایدار، این وعدهها را به سؤال تبدیل کرده است. وقتی زیرساخت ارتباطی از کار میافتد، بیمه نه دیجیتال است، نه چابک و نه در دسترس؛ بلکه به مدلی عقبمانده و پرهزینه بازمیگردد که قرار بود سالها پیش کنار گذاشته شود.
قطعی اینترنت مستقیماً جریان فروش بیمهنامه را مختل میکند. پلتفرمهای آنلاین از دسترس خارج میشوند، نمایندگان قادر به استعلام و صدور نیستند و بیمههای اجباری که زمان در آنها نقش حیاتی دارد، معلق میمانند. در بازاری با حاشیه سود محدود، همین توقفهای چندروزه میتواند تعادل مالی شرکتها را به هم بزند، بدون آنکه راهی برای جبران وجود داشته باشد.
اما نقطه بحرانیتر، لحظه خسارت است؛ جایی که بیمهگزار انتظار دارد سیستم کار کند. تأخیر در ثبت خسارت، اختلال در بارگذاری مدارک و تعویق در پرداختها، تنها یک مشکل فنی نیست؛ مستقیماً به اعتماد عمومی ضربه میزند. بیمه بر پایه اعتماد بنا شده و وقتی مشتری در لحظه نیاز با پیام خطا مواجه میشود، این سؤال در ذهن او شکل میگیرد که اگر در بحران نتوان به بیمه تکیه کرد، اساساً چرا باید هزینه آن را پرداخت؟
در این میان، شبکه نمایندگان بیمه به خط مقدم نارضایتی تبدیل شدهاند. آنها باید پاسخگوی مشتریانی باشند که حق دارند ناراضی باشند، در حالی که خودشان نیز قربانی سامانههایی هستند که از کار افتادهاند. این فشار دوطرفه، فرسودگی و بیانگیزگی شبکه فروش را تشدید میکند؛ شبکهای که همچنان ستون اصلی صنعت بیمه ایران است.
بیشترین آسیب اما متوجه استارتاپها و کسبوکارهای اینشورتک است. این بازیگران که تمام مزیت رقابتیشان بر بستر اینترنت، API و تجربه کاربری سریع بنا شده، در شرایط اختلال عملاً خلع سلاح میشوند. ناپایداری خدمات، کاهش رضایت کاربران و بیاعتمادی سرمایهگذاران، اکوسیستمی را تهدید میکند که هنوز به بلوغ نرسیده و تحمل شوکهای پیاپی را ندارد.
در سطح کلان، پیامد قطعی اینترنت چیزی فراتر از چند اختلال مقطعی است. افزایش هزینههای عملیاتی، بازگشت فرآیندها به شکل دستی، کاهش بهرهوری و کند شدن تحول دیجیتال، صنعت بیمه را سالها به عقب میراند. این عقبگرد، نهتنها رقابتپذیری داخلی را کاهش میدهد، بلکه فاصله صنعت بیمه ایران با استانداردهای جهانی را عمیقتر میکند.
قطعی اینترنت دیگر یک مسئله فنی یا مقطعی نیست؛ یک ریسک سیستماتیک است که مستقیماً امنیت اقتصادی خانوارها و کسبوکارها را تهدید میکند. بیمه بدون دسترسی پایدار به اینترنت، قادر به ایفای نقش خود در مدیریت ریسک جامعه نیست و ادامه این وضعیت، به فرسایش اعتماد عمومی به مفهوم بیمه منجر خواهد شد.
پرسش اساسی اینجاست: اگر در لحظه حادثه، تصادف یا بیماری، زیرساخت ارتباطی از کار بیفتد و خدمات بیمهای مختل شود، چه نهادی مسئول پاسخگویی به خسارت ناشی از این اختلال است؟ این پرسشی است که امروز نه فقط فعالان صنعت بیمه، بلکه میلیونها بیمهگزار ایرانی با صدای بلند از سیاستگذاران میپرسند.
