صنعت بیمه کشور طی سالهای اخیر وارد مرحلهای بحرانی شده است که ریشه در کمبود نیروی انسانی متخصص و توانمند دارد. این مشکل محدود به سطح کارشناسی و عملیاتی نیست، بلکه به ردههای مدیریتی نیز سرایت کرده است.
در شرکتهای بیمه، به ویژه در پستهای کلیدی مانند مدیرعاملی، شاهد انتصابهایی هستیم که گاهی نه تنها بر اساس شایستگی و تجربه حرفهای انجام نمیشوند، بلکه با ساختارها و نیازهای واقعی بازار نیز همخوانی ندارند. این وضعیت نشاندهنده یک خلأ جدی در توسعه منابع انسانی و نظام جانشینپروری در صنعت است.
کمبود نیروی انسانی در صنعت بیمه نه تنها ظرفیت عملیاتی شرکتها را محدود کرده، بلکه کیفیت خدمات و مدیریت ریسک را نیز تحت فشار قرار داده است. کارشناسان خبره بیمه، به دلیل کمبود فرصتهای رشد حرفهای و دستمزدهای غیررقابتی، ترجیح میدهند به سایر صنایع یا حوزههای مالی مهاجرت کنند. این خروج مستمر نخبگان باعث شده شرکتهای بیمه با خلا مدیریتی و عملیاتی مواجه شوند و پروژههای نوآورانه و رشد بازار به تعویق بیفتد.
در این شرایط، ادامه صدور مجوز برای شرکتهای بیمه جدید توسط بیمه مرکزی اقدامی است که وضعیت را پیچیدهتر میکند. ایجاد شرکتهای جدید بدون وجود نیروی انسانی و مدیریتی کافی، شبیه افزودن وزن به یک سازه ضعیف است. تجربه نشان داده که رشد کمی بدون پشتوانه کیفی، باعث افزایش ریسک عملیاتی، سقوط کیفیت خدمات و کاهش اعتماد مشتریان میشود. این موضوع نه تنها تهدیدی برای شرکتهای جدید است، بلکه بازار بیمه را به طور کلی با چالشهای جدی روبهرو میکند.
پستهای مدیریتی کلیدی، به ویژه مدیرعاملی، نیازمند مهارتهای استراتژیک، درک عمیق از بازار و توانایی مدیریت ریسک هستند. اما امروز شاهد هستیم که برخی انتصابها نه بر اساس شایستگی، بلکه بر اساس روابط، فشارهای بیرونی یا انتخابهای کوتاهمدت انجام میشود. این تصمیمها باعث میشوند شرکتها در مواجهه با بحرانها، برنامههای توسعه یا تغییرات فناوری، واکنش سریع و کارآمدی نداشته باشند.
ضعف نیروی انسانی و مدیریت ناکارآمد پیامدهای گستردهای دارد. کاهش کیفیت خدمات بیمهای و افزایش شکایت مشتریان، افزایش ریسک عملیاتی و مالی در شرکتها، کاهش اعتماد عمومی به صنعت بیمه و کاهش نفوذ بازار در جذب سرمایهگذاران و تضعیف توان نوآوری و ورود فناوریهای جدید در صنعت، تنها بخشی از این پیامدها هستند.
برای خروج از این بحران، باید رویکردی جامع اتخاذ شود. تمرکز بر توسعه منابع انسانی و ایجاد برنامههای آموزشی، جذب استعدادهای جوان و نگهداشت نخبگان از طریق دستمزد و فرصتهای حرفهای جذاب اهمیت اساسی دارد. تقویت شایستگی مدیریتی و بازنگری در فرآیند انتصاب مدیران ارشد بر اساس شایستگی و تجربه عملی، نه صرفاً روابط یا فشارهای کوتاهمدت، از دیگر ضرورتهاست.
محدود کردن رشد کمی صنعت تا زمانی که شرکتهای موجود ظرفیت کافی برای مدیریت و جذب نیروی متخصص داشته باشند، اقدام بعدی است. ایجاد نظام جانشینپروری و ارزیابی مستمر عملکرد میتواند خطرات ناشی از تغییرات مدیریتی ناگهانی را کاهش دهد و توسعه فرهنگ حرفهای و تخصصی در صنعت بیمه از طریق آموزش مستمر، تبادل دانش با بازارهای بینالمللی و بهکارگیری فناوریهای نوین، پایه رشد پایدار خواهد بود.
صنعت بیمه، به جای تمرکز صرف بر رشد کمی و صدور مجوزهای بیشتر، باید ابتدا کیفیت نیروی انسانی و توان مدیریتی خود را به سطح قابل قبول برساند. ادامه سیاست فعلی بدون توجه به ضعفهای ساختاری، احتمالاً منجر به افزایش ریسکهای عملیاتی، کاهش اعتماد عمومی و در نهایت رکود یا شکست برخی شرکتها خواهد شد. تمرکز بر ارتقای شایستگیها و توسعه منابع انسانی، تنها مسیر واقعی برای رشد پایدار و کاهش آسیبهای بلندمدت است.
