سیاسی شدن بیمه

خوانش سیاسی نشستی خاص در پژوهشکده بیمه / سیگنال‌سازی برای بقا یا پل‌سازی برای آینده؟

https://faraabime.com/?p=3645

لیدا هادی، سردبیر فرابیمه / چند روز پیش پژوهشکده بیمه میزبان محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، بود؛ نشستی که در ظاهر با محور «بیمه» برگزار شد، اما در واقعیت، بیش از آنکه واجد محتوای تخصصی باشد، حامل پیام سیاسی بود. این اتفاق درست در مقطعی رخ داد که زمزمه‌های تغییر رییس کل بیمه مرکزی جدی‌تر از همیشه شنیده می‌شود و پژوهشکاده بیمه زیر تیغ انتقاد عملکردی شدیدی قرار دارد. همین کافی است تا این دعوت، نه به‌عنوان یک رویداد عادی، بلکه به‌مثابه یک سیگنال قابل تفسیر شود.

واقعیت ساده است: محمدجواد ظریف نه بیمه‌شناس است، نه رگولاتور مالی، و نه حتی دارای سابقه‌ای مستقیم در صنعت بیمه. بنابراین اگر کسی این نشست را یک گفت‌وگوی فنی یا علمی معرفی کند، یا خوش باور است یا عامدانه صورت مسئله را پاک می‌کند. در اینجا «چه کسی» دعوت شده، مهم‌تر از «درباره چه چیزی» است که صحبت شده.

نخستین و محتمل‌ترین برداشت، سیگنال‌سازی سیاسی برای بقاست. مدیری که احساس ناامنی می‌کند، به‌جای تکیه بر کارنامه، به نمادها پناه می‌برد. ظریف در ساختار قدرت ایران، بیش از آنکه یک فرد باشد، یک نشانه است؛ نشانه اتصال به سطوح بالای تصمیم‌سازی. دعوت او به پنل، به همراه جمع بزرگان بیمه مرکزی حامل پیامی ضمنی است: «من تنها نیستم، حذف من بی‌هزینه نیست». این دقیقاً همان تاکتیکی است که مدیران در وضعیت تدافعی به کار می‌گیرند؛ نه برای توسعه سازمان، بلکه برای خرید زمان.

برداشت دوم، تغییر آگاهانه زمین بازی از عملکرد به گفتمان است. وقتی فشارها بر سر خروجی‌ها، اصلاحات و نتایج عملیاتی بالا می‌رود، برخی مدیران تلاش می‌کنند بحث را به حوزه‌های انتزاعی‌تر بکشانند: آینده‌پژوهی، دیپلماسی، ریسک‌های ژئوپلیتیک، تعاملات بین‌المللی. این تغییر زمین، یک فرار نرم از پاسخ‌گویی است. به‌جای پاسخ به این پرسش که «بیمه مرکزی چه کرده؟»، بحث می‌رود به این سمت که «بیمه در زمان تحریم چه جایگاهی دارد؟». این تاکتیک آشناست و معمولاً زمانی استفاده می‌شود که دستاورد ملموس کم است.

سناریوی سوم، که نباید دست‌کم گرفته شود، پل‌سازی با آینده سیاسی است. اگر فرض کنیم تغییر مدیریت محتمل یا قطعی است، چنین دعوت‌هایی می‌تواند تلاشی برای سقوط نرم باشد؛ حفظ ارتباط با چهره‌های اثرگذار، ارسال پیام بی‌زاویه بودن با جریان‌های محتمل آینده، و تضمین حذف نشدن کامل از چرخه قدرت. این حرکت لزوماً برای ماندن نیست؛ گاهی برای «نسوختن» است.

اما خطرناک‌ترین خوانش، سیاسی‌کردن یک نهاد ذاتاً فنی است. بیمه مرکزی قرار است رگولاتور باشد؛ مستقل، عدد‌محور و مبتنی بر منطق بازار. وقتی ویترین این نهاد با چهره‌های سیاسی پر می‌شود، پیام خطرناکی به بازار مخابره می‌شود: اینکه تصمیم‌ها می‌توانند بیش از منطق فنی، رنگ سیاست بگیرند. این پیام برای صنعت بیمه، سرمایه‌گذاران و بازیگران خصوصی، به‌شدت مخرب است. تداوم چنین رویکردی می‌تواند اعتماد را فرسایش دهد و ریسک تصمیم‌گیری را بالا ببرد.

امروز بیمه مرکزی بیش از هر چیز، به ثبات، تخصص و تمرکز بر مأموریت اصلی خود نیاز دارد. هر حرکتی که این نهاد را از این مسیر منحرف کند، حتی اگر پرزرق‌وبرق و پرسر‌و‌صدا باشد، در نهایت به ضرر صنعت تمام خواهد شد. این بازی، بازی سمینار نیست؛ بازی قدرت است. و بازار، این تفاوت را خوب می‌فهمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *